|
|
|
|
|
اسم (مقصور . ممدود . منقوص ) مقصور : اسمي است که حرف آخر ان ( الف)باشد ، مانند:هُدَي .عَطشَي. موسَي . عصا . دنيا اسم ممدود : اسمي است که اخرآن ( اء ) باشد؛ مانند: صحراء . خضراء . عاشوراء . أربعاء نکته : (الف) در اسم ممدود هميشه زايد است؛ بنابراين به کلماتي همچو : ماء . داء ممدود نمي گويند. منقوص: اسمي است که در اخر ان ( ي ماقبل مکسور ) باشد.مانند: القاضِي . الکافِي. الراضِي |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 13:46 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
زبان عربي مانند همه زبان ها داراي تعدادي حرف مي باشد. همانطور که ما در زبان فارسي براي ساختن کلمات و جملات از 32 حرف استفاده مي کنيم و همچنين انگليسي زبان ها نيز از 26 حرف استفاده مي کنند ، زبان عربي هم داراي 28 حرف است . البته بهتر است اين زبان را زبان قرآن بناميم چراکه عرب زبان ها در گويش هاي مختلف خود از حروف ديگري به جز اين 26 حرف نيز استفاده مي کنند ولي زبان عربي با اين نظام و شکل و قواعد مدوّن يکي از ثمرات ظهور اسلام در جزيره العرب مي باشد. چنانچه امام صادق عليه السلام ميفرمايد : « تَعَلَّمُوا العَرَبِيه َ فإنَّهَا کَلامُ اللهِ الَّذِي يکَلِّمُ بِهِ خَلقَهُ » « زبان عربي را ياد بگيريد پس همانا اين زبان ، کلام خداست که بوسيله آن با آفريدگانش صحبت مي کند چنانکه مي دانيد نزديکترين زبان به زبان عربي ، زبان فارسي مي باشد و جالبتر آنست که بدانيد يکي از عوامل پيشرفت زبان عربي و قانونمند شدن آن، تلاش ها و مجاهدت هاي خستگي ناپذير ايرانيان و فارسي زبانان مسلمان در قرون اوليه هجري مي باشد ما مي دانيم که در هر زبان با کنار هم قرار دادن حروف مي توان کلمات را ساخت و با کنار هم قراردادن کلمات نيز به جملات و به همين ترتيب به متون و .... رسيد. براي شناخت بهتر هر زبان بايد از کوچکترين اجزاي آن شروع کرد ولي از آنجا که هدف ما شناخت زبان عربي در سطح کنکور مي باشد لذا ما شناخت زبان عربي را از کلمات شروع مي کنيم . اما قبل از آن لازم است که با اين 28 حرف آشنا شويم اين 28 حرف متشکل از 32 حرف زبان فارسي هستند به جز 4 حرف گ چ پ ژ يعني حروف ء ب ث ت ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه ي البته لازم به ذکر است که در بسياري از کتب عربي ، اين تعداد، 29 حرف ذکر شده که اين اختلاف يک حرفي نيز به خاطر جدا کردن دو جرف همزه(ء) و الف مي باشد . از آنجا که ما در حال جاضر در مقام يادگيري عربي کنکور مي باشيم لذا به توضيح و بيان اين اختلاف کاري نداريم و به طور کلي قبول مي کنيم که چه 28 حرف باشد و چه 29 حرف در کار ما مشکلي ايجاد نخواهد کرد. همانطور که قبلاً هم گفتيم ، کار ما با شناخت کلمات آغاز مي شود . کلمات که خود از کنار هم قرار گرفتن حروف ايجاد شده اند به 3 دسته مختلف تقسيم مي شوند:اسم : منضده – احسان – حميد ، فعل: تکتبون – لا تذهبوا- اکرمي ،حرف : في- من –عن –الي و .... ان شاء الله ما هر يک از اينها را جداگانه و به طور مفصّل توضيح خواهيم داد. اسم ها کلماتي هستند که اگر به تنهايي به کار روند داراي معني هستند يعني اگر آنها را خارج از جمله به کار ببريم معني مي دهند اما در معني آنها اثري از زمان وجود ندارد مثلا ً کلمه « رَجُل » اگر به تنهايي به کار رود داراي معناي «مرد» است امّا اين معني داراي زمان نيست يعني به ما نمي گويد که منظور ، مردي در زمان حال است يا گذشته يا آينده .فعل ها کلماتي هستند که اولاً به تنهايي داراي معنا مي باشند و اين معنا يا بصورت انجام شدن کاري است يا روي دادن حالتي و ثانيا ً به همراه اين معنا، داراي زمان نيز هستند يعني نشان مي دهند که آن کار يا حالت قبلا ً صورت گرفته يا الآن يا در آينده انجام مي شود.حرف ها کلماتي هستند که به تنهايي داراي معناي مستقلي نيستند مانند «مِن» به معناي «از» .همانطور که مي بينيد اصلا ً معلوم نيست که منظور ما از کلمه «مِن» چيست؟ حرفها تا در کنار کلمات ديگر قرار نگيرند، معناي خاصّي نخواهند داشت.هر کدام از سه دسته بالا داراي نشانه هايي مي باشند که ما مهمترين آنها را برخواهيم شمرد. البته بايد توجه داشته باشيد که اين نشانه ها در اغلب اوقا ت (95%) وجود دارند نه هميشه (100%) . البته شايان ذکر است که ما در آينده اي نزديک همه اين موارد را به طور کامل بررسي خواهيم کرد .نشانه هاي اسم :- ال : معمولا ً در اوّل اسم ها « ال » مي آيد مانند« الرَّجُل » ،« الشَّجَرَه » تنوين: در آخربعضي از اسم ها تنوين مي آيد . تنوين ها به سه دسته نصب تقسيم مي شوند ((-ً) ، جر (-ٍ) و رفع (-ٌ) . مانند «کِتَاباً» ، «مُحَمَّدٌ»- اضافه : اگر کلمه اي به کلمه ديگر اضافه شده بود هر دو کلمه يعني مضاف و مضافٌ اِلَيه اسم هستند. مانند «کتابُ عَلي » که در اين جمله هم کتاب که مضاف است و هم علي که مضافٌ اِلَيه مي باشد ، اسم هستند.مصادر ،ضماير ، اسم هاي اشاره ، اسم هاي موصول و اسم هاي شرط همگي اسم هستند. مانند «خُرُوج» ، «تَنزيل » ، «هُم» ، «کُنَّ» ، «هؤُلاءِ» ، «تِلکَ» ، «اَللَّاتِي» ، «اَللَّذَانِ» ،«مَن» ، «مَا» و ....نشانه هاي فعل :فعل ها هم داراي نشانه هايي هستند که مختصّ خودشان مي باشد و به عبارت ديگر با استفاده از اين نشانه ها مي توان فعل ها را از اسم ها و حرف ها تشخيص و تمييز داد :- آمدن بعضي حرف ها مانند «لَم» ،«لَمَّا»، «لَ» ، «لِ» ،«سَ» ،«سَوفَ» ، «قَد» ، قبل از کلمه- آمدن بعضي حرفها مانند تاء تأنيث (ة) ، تاء ضمير (ت) و ... در آخر کلمهنشانه هاي حروف :حروف نشانه هاي خاصي ندارند . براي شناخت حروف بهترين راه حفظ کردن آنها با معنا و... مي باشد که در آينده نزديک همه حروف را به طور کامل خواهيم شناخت .---------------------------------------------------- حال بهتر است بعد از آشنايي با مفاهيم بالا ، با يک تقسيم بندي ديگر در زبان عربي آشنا شويم. کلمات در عربي داراي دو دسته ويژگي مي باشند که در زير توضيح آن به طور مفصّل آورده شده است :ويژگيهاي کلمات :در همه ما انسانها دو نوع صفت و ويژگي وجود دارد :دسته اول – صفات ثابت ويژگيها و صفات ذاتي و دروني است يعني ما هرجا و با هر کس زندگي بکنيم اين ويژگيها ثابت هستند و تغيير نمي کنند چه در روي زمين باشيم چه در آسمان چه در ايران چه در خارج و.... مثل رنگ چشم ، رنگ پوست ، وزن و ...دسته دوم – صفات متغير ويژگيهايي که در اصل ، ذاتي و پايدار نيستند بلکه تابع زمان و مکان و افرادي که در اطراف ما زندگي ميکنند مي باشند . به عبارت بهتر اگر اطرافيان ما جابجا شوند اين ويژگيها و صفات نيز عوض خواهند شد . مانند ويژگي فرزندي در برابر پدر و مادر که در برابر دوستان تبديل به ويژگي دوست مي شود يعني ما در مقابل دوستانمان ديگر فرزند نيستيم بلکه فقط يک دوست هستيم.نکته اضافي :( ما در علم فيزيک و کلاً طبيعت هم اين دو ويژگي را براي انسان مي بينيم بدين صورت که صفت جرم انسان ،عضو دسته اول و هميشه ثابت است و ويژگي و صفت وزن ، متغير و عضو دسته دوم است . مثلا اگر من به فضا بروم ،جرمم ثابت است ولي وزنم تغيير مي کند.)مثال :علي به عنوان يک انسان داراي اين دو دسته ويژگي است :ويژگي دسته اول ( مستقل و ثابت ) :نام 2- قد 3- وزن 4- رنگ مو 5- رنگ چشم 6- رنگ پوست و ......ويژگي دسته دوم ( وابسته و متغير ):1- فرزند (در مقابل والدين)2- برادر ( در مقابل برادر و خواهر)3- دوست ( در مقابل دوستان)4- شاگرد ( در مقابل معلم)5- پسر دايي ( در مقابل پسر عمه)6- ...... در زبان عربي نيز ، کلمات داراي اين دو دسته ويژگي هستند به عنوان مثال در جمله زير و براي کلمه « انسان » داريم :« اِنَّ الاِنسانَ لَفِي خُسر »در اين جمله کلمه «انسان» داراي 2 دسته ويژگي زير است :ويژگي دسته اول ( مستقل و ثابت)(تجزيه )1- اسم 2- مفرد 3- مذکر 4- معرفه و....برشمردن اين ويژگي همان تجزيه است که در زبان عربي « علم صرف » به بررسي آن مي پردازد و در سوالات با «التَحليلُ الصَّرفِي » نشان داده مي شود .ويژگي دسته دوم ( وابسته و متغير)(ترکيب )اسم انَّ و منصوب اين ويژگي نيز همان ترکيب است که علم « نحو » به بررسي آن مي پردازد و در سوالات با کلمات « لِلاِعراب » و « اَعرِب » نشان داده مي شود . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 9:9 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
در تعریف فعل ناقص می گوییم فعل ناقص فعلی است که سومین حرف از سه حرف اصلی آن حرف عله باشد مانند: هدی ، یرمی ، دعو ، یشکو. در صرف صیغه های ماضی فعل نا قص باید ابتدا به عین الفعل آن توجه نمود اگر عین الفعل آن فتحه باشد مانند: رمَی ، دعَو ، شکَو نوع اعلالی که بر فعل عارض می شود اعلال به حذف است آن هم در صیغه هایی که به واو جمع یا تاء تانیث اضافه می شوند به عبارت روان تر یعنی در جمع مذکر غایب ، مفرد مونث غایب و مثنی مونث غایب مثال : رمَی ، رمَت ، رمیا ، رمتا ، رمَوا ، رمین رمیتَ، رمیتِ، رمیتما ، رمیتما ، رمیتم ، رمیتنّ رمیتُ ، رمینا ولی اگر عین الفعل کسره داشته باشد مانند : رضِی ، قضِی ، اعلال به حذف فقط در جمع مذکرایب صورت می گیرد و روی عین الفعل این صیغه ضمه قرار می دهیم : قضِی ، قضِیت ، قضیا ، قضیتا ، قضُوا ، قضین قضِیتَ ، قضیتِ ؛ قضیتما ، قضیتما ، قضیتم ، قضیتنّ قضیتُ ، قضینا |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 13:23 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
اولین نکته ای که راجع به مضارع ناقص معتل باید به آن توجه نمود روش نوشتن اولین
صیغه فعل ناقص معتل در زمان مضارع است: اگر فعل از ریشه دعو ، شکو ، سلو و امثال آن باشد یعنی لام الفعل آن واو باشد فعل
مضارع آن بر وزن یفعُــلُ می آید و می شود یدعُوُ ، یشکُوُ ، یسلوُ که اعلال بر لام الفعل
عارض می شود وساکن میگردد یدعُــو ، یشکُــو ، یسلـُـو . اگر فعل مانند رمَی ، هدَی باشد یعنی دومین حرف اصلی آن فتحه باشد مضارع آن بر
وزن یفعِــل می آید و میشود یرمِــي ، یهـــدِي . اگر دومین حرف اصلی فعل کسره باشد مثل رضِی ، نسِی مضارع آن بر وزن یفعَــل
می آید و می شود یرضَــی ، ینسَــی . نکته : در اولین صیغه مضارع ناقص لام الفعلها ساکن می گردند . صرف مضارع این افعال به اتفاق به یک صورت است و اعلال به حذف فقط در
صیغه های جمع مذکر غایب ، مفرد مونث مخاطب و جمع مذکر مخاطب صورت می گیرد : یرمي – ترمي – یرمیان – ترمیان – یرمون ( یرمیون ) _ یرمین ترمي – ترمین ( ترمیین ) - ترمیان - ترمیان - ترمون ( ترمیون ) – ترمین أرمي – نرمي
تذکر : فعلهای داخل پرانتز قبل از اعلال است . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 13:22 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
سؤالات عربي اول دبيرستان – نمونه اول عربي (1) خرداد ماه 1- ترجم العبارات الي الفارسية: 3 نمره الف- مَاالفائدةُ في ثروةٍ وَرائَها لعنةُ النّاسِ. ب- سيّدي ، عددٌ مِنْ شَبابِنا خَرَجُوا مِنْ دينِنا. ج- القرآنُ مِنْهاجٌ لِسَعادَةِ اْلانْسانِ وَ عَقيدةٌ لِلْحياةِ . 2- عين الترجمة الصحيحة : 5/1 نمره الف) ذكروا للفوم اربعين فائدة. براي پياز چهل فايده ذكر شده است . ( ) براي سير چهل فايده ذكر كرده اند .( ) ب ) قد افلح المؤمنون . مردان با ايمان رستگار شدند ( ) رستگار شدگان همان مؤمنانند. ( ) ج) فرصت يادگيري را غنيمت شمار . الفرصة للتعلم غنيمة ( ) اغتنم الفرصة للتعلم ( ) 3- ترجم الكمتين : الحديد( ) أَقامَ ( ) 75/0 نمره 4- جمله زير را به عربي برگردانيد : 5/0 نمره (الآن ميروم و نماز ميخوانم ) 5- اكمل الترجمة : (جاهاي خالي را كامل كنيد) 1 نمره انّي لما اَنْزلتَ اليَّ من خيرٍ فقيرٌ . ج- همانا من به . . . از خير به سويم . . نيازمندم . هؤلاء وجدوا السعادة في الاسلام . ج- . . . خوشبختي را در دين اسلام . . . . . 0 6- صحح الاخطاء في الترجمة : (سه غلط موجود در جمله را درست کنيد) 75/0 نمره وصلتُ الي هذهِ النتيجةِ أنّ كلَّ ناحيةٍ يفسدُ اللحمُ . به آن نتيجه رسيديم كه در هر محلّه شير فاسد ميشود. 1- 2- 3- 7- شكّل الكلمتين : (دوكلمه مشخص شده را حركت گذاري كنيد ) 5/0 نمره كيفَ لاتُبصر الحقيقة في العالم . 8- اقرأ النص التالي ثم اجب عن الاسئلة اجابة كاملة . 2 نمره ((قتل الكفار سمية بعد التعذيب و زوجها يا سرا كذلك بلال تحت اشد تعذيب و عمار ….نحن بحاجة الي مكان امن لنشر الاسلام . فامر الله المسلمين و المسلمات بالهجرة الي الحبشة فهاجروا الي الحبشة.)) الف) هل قتل الكفار ياسراً ؟ ب) من امر المسلمين و المسلمات بالهجرة ؟ ج) اين هاجر المسلمون و المسلمات ؟ د ) متي قتل الكفار سمية ؟ 9- اكمل الفراغ مناسباً للضمير: 1 نمره الف- هُمْ . . . . . . . ( يُدافعُ ) ب - انتَ . . . . . . ( يَعْتَدِلُ " امر " ) 10- ازكلمه داده شده اسم مفعول و اسم مبالغه بسازيد : 1 نمره جَبَرَ : اسم مفعول ( ) اسم مبالغه ( ) 11- اكتب الكلمتين مع ضمير "الياء " : 5/0 نمره 1) بَشَّرَ ( ) 2) معلّم ( ) 12- اكمل بالضمير المناسب : 5/0 نمره ماذا تطلبين ، اطلبُ مساعدتـ . . . . تفضّلي ادخلي، كيف؟ . . . . لااَقْدِرُ . 13- اجعل في الفراغ الموصول المناسب : ( اللاتي ، التي ، الذين ، الذي ، من ، ما ) 1 نمره الف – اننا فقراء لـ . . . تنزل الينا من خير . ب - الطالبة المجتهدة هي . . . تنجح في درسها . ج – المؤمنون . . . يعملون الصالحاتِ يَنجحونَ. د- المسلمات هنَّ . . . . يعملن الصالحات . 14- عين المعرب و اذكر اعرابه و المبني و اذكر بنائه : 1 نمره (( هم وَجَدُواْ طريقةً لحل هذِهِ المشكلةِ . 15- عين في الجملتين : الف- نحنُ ناجحون في الْاِمتَحانِ . ب- يضربُ اللهُ الامثالَ . 2 نمره الفعل( )، الفاعل( ) نوع الفاعل( ) المفعول ( ) المبتدأ ( ) الخبر( ) نوع الخبر( ) ، الجار و المجرور ( ) 16- اجعل في الفراغ الكلمة المناسبة : 5/0 نمره الف – ربّنا افرغْ علينا صبراً و . . . . اقدامنا . ( اثبتَ - ثَبتتْ – يُثبتُ - ثَبّتْ ) ب – نحن . . . . الخالق كل يوم . ( شكرْتُ – يَشكرُنا – نشكرُ – شكرتْنا ) 17- گزينه مناسب را براي تكميل جمله ها انتخاب كنيد : 5/0 نمره (( هرگاه فاعل اسم ظاهر باشد ، فعل . . . . (مطابق با آن – مفرد ) مي آيد. )) ((هرگاه مبتدا . . . . . ( ضمير – معرب – داراي "ال" ) باشد ، اعرابش محلي است . )) 18- اكمل الاعراب و التحليل الصرفي: (( العاقلُ يجتهدُ في الدرس . )) 2 نمره العاقل : . . . . ، مفرد ، مذكر، . . . . / . . . . ومرفوع والجملة . . . . . . 0 يجتهد : فعل . . . . ، للغائب ، . . . / فعل و فاعله . . . . . . . . ، والجملة . . . . . 0 ----------------------------------------------------------------------------- سؤالات عربي اول دبيرستان- نمونه دوم عربي (1) خرداد ماه 1- ترجم العبارات الي الفارسية: 3 نمره الف- مَاالفائدةُ في ثروةٍ وَرائَها لعنةُ النّاسِ. ب- سيّدي ، عددٌ مِنْ شَبابِنا خَرَجُوا مِنْ دينِنا. ج- القرآنُ مِنْهاجٌ لِسَعادَةِ اْلانْسانِ وَ عَقيدةٌ لِلْحياةِ . 2- عين الترجمة الصحيحة : 5/1 نمره الف) فَاصْبِرْ عَلي ما يَقُولُونَ. پس به آن چه مي گويند بي تابي مكن ( ) پس بر آن چه مي گويند شكيبا باش ( ) ب ) قَدْ اَفْلَحَ اْلمُؤمِنُونَ . مردان با ايمان رستگار شدند ( ) رستگار شدگان همان مؤمنانند. ( ) ج) اَلرُّمانُ غَنيٌّ بِعُنصرِ الْحَديدِ . سيب سرشار از آهن است ( ) انار سرشار از آهن است ( ) 3- تَرْجِم اْلكَلمتين : نَفَخَ ( ) اَلصّامِتْ ( ) 1 نمره 4- جمله زير را به عربي برگردانيد : 5/0 نمره (علم انسان را به خداوند نزديك مي كند ) 5- اَكْمِلِ اْلتَّرجَمَةَ : 75/0 نمره اَليَوْمَ اكملتُ لكُم دينَكُم . امروز 0000000 را براي شما كامل 000000000 . قَتَلَ الكُفّارُ سُمَيَّةَ بَعْدَ التَّعْذيبِ . كافران سميه را بعد از 0000000000 كشتند . 6- صَحِّحِ الاَخْطاءَ فِي التَّرجمة : (سه غلط موجود در جمله را درست كنيد) 75/0 نمره لماذا لايقدِرُ الاطبّاءُ معالجةَ هؤلاءِ المرضَي. آيا پزشكان نتوانستند اين بيمار را درمان كنند . 7- شَكّلِ الكَلمَتَيْنِ : (دوكلمه مشخص شده را حركت گذاري كنيد ) 5/0 نمره اَلمُسْلمونَ رَفَعُوا اعلام الحَضارَةِ فِي العالم . 8- اقرأ النص التالي ثم اجب عن الاسئلة اجابة كاملة . 2 نمره (( سافر شخص الي بلاد كثيرة و شاهد انواعاً مختلفةً من الحياة فسأله احد اصدقائه لقد رأيت اطراف العالم و اشكالا مختلفة من الحياة خلال سفرك فما اجمل شيءٍ رأيته. اجاب هو وطني التي تولدت فوق ارضه و تنعمت بخيراته)) الف) الي اين سافر الشخص ؟ ب) ماذا شاهَدَ الشخصُ في سفره ؟ ج) ماسَأَلَ صديقُ الشَّخصِ منه؟ د) ما قال الشخص في جواب صديقه؟ 9- اكمل الفراغ مناسباً للضمير: 1 نمره الف- انتَ . . . . . . . ( يُدافعُ ) ب - انتنَّ . . . . . . ( يعتدل " امر " ) 10- ازكلمه داده شده اسم فاعل و اسم مبالغه بسازيد : 1 نمره عَلِمَ : اسم فاعل ( ) اسم مبالغه ( ) 11- اكتب الكلمتين مع ضمير "الياء " : نصرَ ( ) صَديق ( ) 5/0 نمره 12- اكمل بالضمير المناسب : 5/0 نمره تَرجِعُ الفأرةُ مِنْ بيتـ . . . و . . . . تَجلسُ تحت المظلة .
13- اجعل في الفراغ الموصول المناسب : ( اللاتي ، التي ، الذين ، الذي ، من ، ما ) 1 نمره الف – اننا فقراء لـ . . . تنزل الينا من خير . ب - الطالبة المجتهدة هي . . . تنجح في درسها . ج – المؤمنون . . . يعملون الصالحاتِ يَنجحونَ. د- المسلمات هنَّ . . . . يعملن الصالحات . 14- عين المعرب و اذكر اعرابه و المبني و اذكر بنائه : 1 نمره (( هم وَجَدُواْ طريقةً لحل هذه المشكلةِ . 15- عين في الجملتين : الف- الصّدقُ رأسُ الفضائلِ . ب- اَنزَلَ اللهُ اِلَيْكُمْ ذِكْراً . 2 نمره الفعل( )، الفاعل( ) نوع الفاعل( ) المفعول ( ) المبتدأ ( ) الخبر( ) نوع الخبر( ) ، الجار و المجرور ) 16- اكمل الاعراب و التحليل الصرفي: (( الطالب يغتنم الفرصة . )) 2 نمره الطالب: . . . . ، مفرد ، مذكر، . . . . / . . . . ومرفوع والجملة . . . . . . 0 يغتنم : فعل . . . . ، للغائب ، . . . / فعل و فاعله . . . . . . . . ، والجملة . . . . . 0 17- اجعل في الفراغ الكلمة المناسبة : 5/0 نمره الف – ربّنا افرغْ علينا صبراً و . . . . اقدامنا . ( اثبتَ - ثَبتتْ – يُثبتُ - ثَبّتْ ) ب – نحن . . . . الخالق كل يوم . ( شكرْتُ – يَشكرُنا – نشكرُ – شكرتْنا ) 18- گزينه مناسب را براي تكميل جمله ها انتخاب كنيد : 5/0 نمره (( هرگاه فاعل اسم ظاهر باشد ، فعل . . . . (مطابق با آن – مفرد ) مي آيد. )) ((هرگاه مبتدا . . . . . ( ضمير – معرب – داراي "ال" ) باشد ، اعرابش محلي است . )) -------------------------------------------------------------------------- سؤالات عربي اول دبيرستان – نمونه سوم 1- للتّرجمة الي الفارسيّة : 1/1) انتخب يا ولدي لاتفكّر في الثّمن. 2/1) موكب قارون المعظّم في الطريق. 3/1) هو لا يتروّح بل يجفف قميصه . 4/1) والدتي بانتظاري, بلّغ سلامي الي حبيبي. 3 نمره 2- اطلب ما طلب منك : ترجم : الف) الي الفارسيّة : 1- النجدة : 2- منح: ب ) الي العربيّة : 1- عبادت كنيد: المضاد لـ « ثوب» : 1 نمره 3- اكمل الفراغات في الترجمة : 1/3) نهض اويس من مكانه حزيناً . اويس ................. از جايش .................. 0 2/3) المؤمنون يجاهدون باموالهم وانفسهم. مؤمنان با مالها و جانها ............جهاد ..................0 3/3) الله يعلم و انتم لاتعلمون . خداوند ................... و شما ......................0 5/1 نمره 4- انتخب ما يناسب للفراغ : 1/4) لا تبحثوا عن عيوب الناس. در............ عيبهاي مردم نباشيد. 1- جستجوي 2- گفتگوي 3- بحث از 2/4) اطلب زيارة حبيبي , رسول الله(ص). ديدار محبوبم رسول خدا را ....... 0 1- طلب كردم 2- مي طلبم 3) خواستم. 3/4) تنعقد حفلة في المدرسة . درمدرسه جشني برگزار ............ 0 1- مي شود 2- شده است 3- خواهد شد 5/1 نمره 5- صحح الاغلاط في ترجمة العبارات : 1/5) اصبح قارون عبرة للاجيال . قارون عبرتي شد , براي اين نسل . 2/5) المستضعفون هم وارثون الارض. ضعيف كنندگان همان وارثين زمين هستند. 1 نمره 6- اقرأ النص التالي و اجب عن الأسئلة : « خرج اويس من قريته يطلب زيارة النّبيّ (ص), فقرب اويس من مدينة النبي .. وقال في نفسه: يا للسعادة ؛ يا للسعادة . دخل المدينة , رأي رجلاً سئله : اين بيت النبي(ص) . اجاب: هناك هناك ثمّ قال : آه وصلتُ ... نهاية الفراق ... وقال للرجل: عفواً , حبيبي ... اطلب زيارة حبيبي رسول الله اجاب الرجل: هو سافر الي مكان قريب ... » الأسئلة : 1) لماذا خرج اويس من قريته ؟ 2) ماذا قال اويس حينما قرب من مدينة النبيّ؟ 3) من رأي اويسُ بعد دخوله في المدينة ؟ 4) أ كان رسول الله في «المدينة» ؟ 2 نمره 7- املأ الفراغ بالصيغة المناسبة : هم ........ ( نهض) انتم ....... ( يتعارف « امر» ) هنّ ...... (يجاهد) انتما ....... ( يحترم « نهي» ) انتِ ........ ( أحسن) هي ....... ( يستكبر« نفي» ) 5/1 نمره 8- عين الافعال المزيدة واذكر بابها : (دو فعل مزيد را مشخص نموده وباب آنها را بنويسيد ) 1/8) ارسلنا رسلنا بالبينات . جواب: 1) .... از باب ..... 2/8) والدتي بانتظاري , بلّغ سلامي الي حبيبي. 2) .... از باب ..... 1 نمره 9- عين الجامد و المشتق واذكر نوعه : ( دواسم جامد ودو اسم مشتق بيابيد ونوع مشتق ها را بنويسيد )0 1/9) المؤمن في الاستقامة, الجبل . الجامد : 1 - ....... 2- ....... 2/9) احسن الي الفقير. المشتق: 1- ........ نوعه ........ 2- ........نوعه ...... 5/1 نمره 10- اصنع ما طلب منك : ( آنچه خواسته شده بسازيد ) 1/10) اسم الفاعل من ( علم ) ..... 2/10) اسم المفعول من ( انتخب ) ...... 3/10) اسم المكان من ( سجد) ..... 4/10) اسم المبالغة من ( نجر) ....... 5/10) اسم التفضيل من ( صبر) ...... 6/10) الصفة المشبهة من ( عطش) ....... 5/1 نمره
11- عين الفاعل , المفعول, المبتدأ , الخبر في العبارات التالية : 1/11) كتب التلميذ الدرس . 2/11) يا ربّ : قولك حقّ وصدق . 1 نمره 12- انتخب الصحيح للفراغ فيما يلي : 1/12) و احسن كما ....... الله اليك . الف- احسنوا ب- احسن ج- تحسن 2/12) هو ..... في معركة نهروان . الف- جاهدت ب- جاهدوا ج- جاهد 3/12) نحن ........ زيارة الامام المنتظر(عج). الف- اطلب ب- نطلب ج- يطلبون 5/1 نمره 13- اكمل العبارت : 1/13) اسم مشتق به اسمي گفته ميشود كه از ...... ساخته شده باشد. 2/13)يكي از وزنهاي اسم زمان و مكان عبارتند از: ............ . 3/13) براي ساختن جمع مذكر سالم به آخرمفرد مذكر عاقل ....... يا ....... اضافه ميشود. 1 نمره 14- انتخب الاعراب المناسب للكلمتين : في الجملة (( يجتهد العاقل في الدرس .)) 1/14) العاقل : الف- مبتدا ومرفوع ب- خبر و مرفوع ج – فاعل و مرفوع 2/14) الدرس: الف – مجرور ب- مفعول ج - خبر مرفوع 5/0 نمره 15- انتخب التحليل الصرفي المناسب للكلمتين : (( خرج الطالب من المدرسة . )) 1/15) خرج : الف- فعل ماض, للغائب, مجرد ثلاثي,... ب- فعل ماض, للغائبين , ثلاثي مجرد, ... 2/15) طالب: الف- اسم , مفرد,مذكر, مشتق,... ب- اسم, مفرد,مذكر, للغائب, جامد,... 5/0 --------------------------------------------------------------------- سؤالات عربي اول دبيرستان – نمونه چهارم 1- ترجم العبارات : 1/1) هب لي حكما و الحقني بالصالحين . 2/1) قد اسلمت منذ مدة ولكن ما شاهدت حبيبي. 3/1) الذي يكنز الذهب و الفضة فبشّره بعذاب اليم. 4/1) لمّا علم بأن البائع عرفه ذهب الي دكّان آخر. 3 نمره 2- ترجم اللغتين : 1) انفقتُ : 2)البديع : 5/0 نمره 3) اكتب : المرادف لـ « قوّ» .... المضاد لـ « بشير» ..... 5/0 نمره 4) اكمل الفراغ في الترجمة : 1/4) القرآن يرشد الي خير سبيل . قرآن به بهترين راه ........ . 2/4) إدفع لهم دينارا من الذهب . به آنها يك دينار ....... بپرداز . 3/4) لمّا شاهد البسة فاطمة بدأ بالبكاء . وقتي كه لباسهاي فاطمه را مشاهده كرد ..... به گريه كردن. 5/1 نمره 5) عين الترجمة الصحيحة : 1/5) يضرب الله الامثال للناس. الف – خداوند براي مردم مثل ها ميزند. ب- خداوند براي مردمان مثلها آورد. 2/5) جاهدوا الكفار و المنافقين . الف- با كافران ومنافقان بجنگيد. ب- با كافران و منافقين نبرد كردند . 3/5) اصبح قارون عبرة للاجيال . الف- قارون هنگام صبح عبرت نسلها شد. ب- قارون عبرتي, براي همه ي نسلها شد . 5/1 نمره 6) صحح الاخطاء في ترجمة الجملتين:(درترجمه سه غلط وجود دارد زيرآنها خط بكشيد ودرست آنها را بنويسيد) 1/6) أليس في المجلس اكبر منك. آيا در مجلس بزرگتر از تو هست ؟ 2/6) خلّصنا من شرّ هذا الطاغوت . ما را از شرّ آن سركش خلاص كرد. جواب : 1- 2- 3- 0 5/1 نمره 7 ) اقرأ النصّ , ثم اجب عن الأسئلة : استيقظ الطالب« زياد علي» قبل الفجر و بعد الصلاة هيّأ نفسه , وخرج من البيت محزونا . فذهب وحده الي الحفلة ليشترك فيها. دخل المدرسة وسلّم علي مدير المدرسة فجلس في الساحة علي كرسيّ .بعد قليل جائت امّه و التلميذ حينما شاهد امّه تغيّر لونه وخاطبها وقال : س , س ,سلا, سلام .... بدأت المراسم وبعد اجراء المسرحيّة و.... قال المدير: نحن اجتمعنا هنا لتكريم التلميذ المثاليّ و ليس هو الّا« محمود» . اشتدّ الطالب حزنه وفرّ من المدرسة مسرعاً باكياً ....0 الأسئلة : 1/7) متي استيقظ زياد علي وما فعل قبل الفجر؟ 2/7) كيف خرج الطالب من البيت ؟ 3/7) ماذا حدث للطالب في نهاية الحفلة ؟ 5/1 نمره 8 ) للتعريب : ( به عربي ترجمه كنيد )0 * پروردگارت را عبادت كن . جواب : ....... 5/0 نمره 9 ) اكمل الفراغات بالفعل المناسب : 1/9) هي ....... ( بَسَطََ) 4/9) اَنتِ ....... ( يَنقلبُ «امر» ) 2/9) هنّ ...... ( يَبذُلُ ) 5/9) انتنّ ........ ( يَستنكفُ « نهي» ) 3/9) انتم ....... ( لايُخالِفُ ) 6/9) هُم ........ ( يَتَكاسَلُ « نفي» ) 5/1 نمره 10) اصنع ما طلب من الكلمات : 1/10) المصدر من « صَدَّقَ » : .......... 3/10) الجمع السالم للمؤنث من « منافق » : ........... 2/10) المثني من « قميص »: .......... 4/10) الجمع التكسير من « دبّابة » : ........... 2 نمره 11) عين الجامد والمشتق و( اذكر نوع المشتق) من الكلمات التي تحتها خط: 1/11) لاح القمرفي السّماء . 2/11) المسجد معبد المسلمين. 5/1 نمره 12) انتخب الصحيح للفراغ : فقط زير گزينه هاي درست خط بكشيد . 1/12) اذ قال لصاحبه , .......... إنّ الله معنا . (( لايذهبُ / لاتحزَنَّ / لاتذهبي / لاتحزن )) 2/12) هل ....... تعرفين بائع الصحف . (( انتِ / انتُم / انتُنّ / هيَ )) 3/12) انتما ........ في الدروس . (( يجتهدون / تجتهدان / تجتهدوا / اجتهدوا )) 4/12) فعل امر از« تُصَدِّقُونَ» كدام است ؟ (( صَدِّقوا / صَدَّقوا / صَدِّقونَ / صَدَّق )) 2 نمره 13) شكّل الكلمتين : فقط حركت گذاري كنيد : * فـَــتَحَ حميــد الـبـــاب . 5/0 نمره 14) انتخب الصحيح : * فعلهاي ثلاثي مزيد وزن معيّني دارند, يعني ... هستند . الف- قياسي ب- سماعي ج- بي قاعده * از وزنهاي مشهور صفت مشبهه .... ميباشد. الف-فَعَلَ و فَعلان . ب- فَعِل وفَعل . 5/0 نمره 15) للاعراب : ( نقش و اعراب دو كلمه زير را بنويسيد ). * اِنتَخَبَ الامامُ قميصاً . الامام : ....... قميصا : .......... 1 نمره 16) انتخب التحليل الصرفي للكلمة : * طَلَعَت الشَّمسُ .* طَلَعَت : الف- فعل مضارع, للغائبة, مجرد ثلاثي... ب- فعل ماض, للغائب, مزيد الثلاثي... ج- فعل امر,للمخاطب , مجرد الثلاثي,... د- فعل ماض, للغائبة, مجرد ثلاثي, .... 5/0 نمره |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 13:9 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
نمونه سوال امتحانی 1 -تر جم العباراتِ الی الفارسیة و العربیة (3) الف – خدایا در قلبم نور و فهم وعلم قرار بده . ب- إنّنا نأبی أن نأکل من أموالکم شیئآً الا بدفع الثمن . ج- إنّها لو کنتَ أخذتَها علی غیر أمانةٍ لقطعتُ یدک علی سرقةٍ . د- خطر ناکترین بیماریها جهل است و دوای ان مرکّب و قلم است . ه- ولکنّ الخیرَ أن یکثرَ علمُک و أن یعظم حلمُک و أن تباهی الناسَ بعبادة ربّک . و- کأنّ هناک جُسیماً مجهولاً آخرَ یحمل شحنةً تخالفُ شحنةَ الإلکترون . 2- عین الأدقّ و الأصحّ فی ترجمة هذه الجملة : ( 5/.) ( مادر صبورم را که از بیماریش شفا نیافته است به بیمارستانی نزدیک خانه مان بردم ) : الف : حملتُ امّی الصبور التی لمّا تشفَ مِــن المرض الی مستشفیً قرب َ منزلنا . ب- حملتُ امی الصبورة التی لم تشفَ من المرض الی المستشفی قرب بیتنا . ج- حملت ُ امی الصبورة الذی لما تشف َ من المرض الی مستشفیً قرب منزلنا . د- حملتُ امی الصبور التی لما تشفی من المرض الی مستشفیً قرب َ منزلنا . 2- المفردات (5/1) الف- هسته: ب- التبجیل: ج- نال غایته : د- المعدّات : ه-مردان درس ناخوانده: و- مترادف غضَبَ : 4- إقرأ النصّ التالی ثمّ أجب عن الأسئلةِ(5/1) کانت الخنساءُ إمرأة ذات شجاعةٍ و فروسیّةٍ و صاحبة بیانٍ فصیح ٍ . اولادها الأربعة کانوا أسوة الفروسیّة و السیادة . شجّعت الخنساءُ اولادَها للحرب مع الکفّار و أبناؤها قُتِلوا واحداً فواحداً فی المعرکة . و حین اُستُشهِد ابناؤها الأربعة أشفق علیها کلّ مَن کان یعرفها و یقولون : کیفَ ستواجه نبأ استشهادِ اولادها و هم یعلمون أنّ ما سیکون هو أعظمُ و کان رأیها أنّ الشهادة شرفٌ من جانب الله و بلاءٌ لکی یعلم َ ایّنا أحسن ُعملاً . مِن کثرة بکاءها علی أمواتها عُرِفت ببکّاءة العرب . الف- ما هوالصحیح عن ( بکّاءة ): 1- اسم التفضیل 2- اسم المبالغه 3- صفة المشبهة 4- جامد ب- ما هی المجهول من ( یقولون ) ؟ ج- عین الصحیح َ : 1- ذهب اولادُها الثلاثة الی الحرب 2- شوّقت الخنساءُ اولادها للذهاب الی ساحة القتال 3- اشتهرت الخنساءُ بضحّاکة العرب 4- هی کانت تعتقد أنّ الحرب سبب قوام الدوَل د- لماذا نتحمّل المصاعبَ و المشاکل َ فی حیاتنا ؟ ( إستعن من النص ) 5-صحّح الأخطاء فی الترجمة :( 75/.) الف- قبـّـــله الأبُ و أخذ بیده و أجلسه عنده . پدر او را بوسید و به دستش گرفت و نزدش نشست ب- تظهر ظاهرةُ قوس قُزح مع ألوانها الجمیلة ِ فی الأیام الماطرة . ظاهر قوس قزح با رنگهای زیبایش در روزهای آفتابی ظاهر می شود . ج- کلّــم موسی تکلیماً . با موسی سخن گفت سخن گفتنی . 6-انتخب الترجمة الصحیحةَ (25/.) - اعمل عمل َ من یعلم أنّ الله مُجازیه بــإ سائته و إحسانه : 1- عمل کن همچون کسی که یقین دارد خداوند به خوبی و بدی او پاداش می دهد . 2- عمل کسی را انجام ده که یقین دارد خداوند به خوبی و بدیش پاداش دهنده است . 7- أکمل ترجمة هذه الجمل :(1) أفراد الأسرة مشهورون بصدقِ الکلام و الإجتهاد و المثابرة فی الأعمال . افراد خانواده به درستگویی و تلاش و............ مشهور هستند. إلهی إن کنتُ غیرَ مستأهلٍ لرحمتک فأنت أهلٌ أن تجودَ علیّ بفضلِ سعتک: خدایا اگر من برای رحمتت ......... پس تو ......... که بر من به ........ ببخشایی . 8- أکمل الفراغ علی حسب الترجمة : ( 5/1) .....لزمیلتی : أراکِ ......، ......: أنا آمنتُ بالله ......، فإنّ المکارهَ .......؛ لقسمٍ منه ....... به همکلاسی خود گفتم : تو را خوشحال می بینم ، گفت: من قطعاً به خدا ایمان آورده ام ، همانا ناگواریها دو قسمت هستند ؛ برای یک قسمت آن هیچ چاره ای نیست . 9-عین المفعول المطلق و المفعول فیه و المفعول له فی هذه العبارات :(25/1) نحن تقدّمنا مدی العصور نحو الرشد و الکمال . عفواً حبیبی . هو حیّــاهم تحیّة ً طیبةً . یسجدُ بنو آدم شکراً لنعمائه . قال الله تعالی . أعطنی بمسألتی إیاک جمیع َ خیر الدنیا فأنّه غیرُ منقوصٍ ما أعطیت . 11-أکمل الفراغ بما یناسب :( 5/3) الف- نحن ..... ( فعل ماضٍ مِـــن فاز ) . ب- ........ الی سبیل ربکَ .( فعلُ أمرٍ مِــن دعا ) ج- قلنا لا ....... إنّک آنت الأعلی .( مضارع مِــن خاف ) . د- هم ....... بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیرا .( مضارع من وفی ). ه- ............ الألبسة ُ ( باع ). و- أنتِ ....... وعداً حسناً 0 ( مضارع مِــن وعدَ ). ذهب الرسول الأکرم بین أصحابه مادح مدح جمیلاً الخنساء . لکم فیها فواکه کثیرة . 13-عیّن الافعال و نوعها ( خاصة نوع المعتل ) (5/1) الف – ق ِ نفسک مِــن الأذی . ب- إنهَ عن المنکر . ج- قولوا قولاً سدیداً . د- ترثُ الطفلةُ مِــن أمّها. ه- کلوا هنیئاً بما صبرتم. و- وإلیک یا ربّ مددتُ یدی . 14- ما هو الصحیح عن الإعراب و التحلیل الصرفی :(25/.) توقّف قرب َ شجرة لیستریحَ قلیلاً . الف- قرب : اسم ٌ مذکرٌ مشتقٌ جامد / مفعول به ب- قلیلاً : اسمٌ مذکرٌ مشتقٌ اسم مبالغة / مفعول به ج- قلیلاً : اسمٌ مذکرٌ صفة مشبهة / صفة نائبة مناب المفعول المطلق د- یستریح : فعلٌ مضارعٌ معتل مثال منصوب ٌ مزید ٌ / فعل و فاعله هو المستتر 15-ما هو الصحیح لتشکیل هذه الجملة : (25/. ) أشرقت علی شبه الجزیرة أشعة شمس جدیدة . الف_ أشرقتُ – شبهِ – اشعةِ ب- الجزیرةِ – أشعة ُ _ شمس ٍ ج- أشرقت- الجزیرة ِ- أشعة َ د- أشرقت – شبه ِ – شمساً 16- الإعراب و التحلیلُ الصرفی :( 25/1) إتّحدَ الأمة ُ إتّحاداً لا انفصامَ له . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:56 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
إعراب کَیفَ : 2- در جملات اسمیه اگر قبل از افعال ناقصه باشد : خبر مقدم افعال ناقصه و محلاً منصوب است مانند: کیف کان دورُ التلامیذ فی الحربِ المفروضة؟ 3- در جملات فعلیه: اگر فعل آن تام باشد غالباً حال و محلاً منصوب است : کیف ذهبت الی المدرسةِ؟ ذهبتُ الی المدرسةِ ماشیاً . 4 – چنانچه از کیفیت نوع انجام گرفتن فعل سؤال کند ( نه از حالت فاعل یا مفعول ) نقش آن مفعول مطلق و محلاً منصوب است مانند: کیف جئتَ؟ جئتُ سریعاً در اصل جئتُ مجیئاً سریعاً است . 5- هر گاه قبل از افعال دو مفعولی واقع شود ، مفعول دوم این افعال می باشد : کیف ظننتَ علیاً ؟ ظننتُه مجتهداً . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:54 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
انا اشکر فضلکم (من از لطف شما سپاسگزارم ) قلبی یکنّ لکم الاحترام (قلبم مملوء از احترام به شما ست) اشغلت علیک ( برایت دل نگران شدم) انت اوحستنی ( دلم برایت تنگ شده ) کنت فی خاطری ( به یاد تو بودم ) اننی اقدّر جهودکم (از تلاش ومساعی شما تقدیر می کنم) اوعَ لا تقع (بپا نیفتی ) انت زعلان عنی ( تو از من ناراحتی ) انا اتمتّع برعایتکم وکامل فضلکم ( من از عنایات شما کاملا برخوردارم) اشعر بالخجل - احس بالخجل ( احساس شرمندگی می کنم) اسمح لی ، تسمح لی ؟ ( اجازه می دهید ) مامهنتُک: شغلت چیست ؟ أنا طالبٌ. من دانشجو هستم فی أیّ مرحلةٍ؟ در کدام مقطع؟ فی مرحلةِ اللیسانس ( ماجیستر : فوق لیسانس ، دکتوراه ). هل العلمُ نافعٌ ؟ آیا علم مفید است؟ نعم العلمُ غِذاءُ الروح و النفس . بله دانش غذای روح و روان است . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:54 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ضرب المثل ادبُ المرء خیرٌ مــِن ذهبه : ادب مرد به از دولت اوست لاتؤخــّر عملَ الیوم لغدٍ : کار امروز به فردا مفکن باکر تسعد : سحر خیز باش تا کامروا شوی فلانٌ یصطاد فی الماء العکرَ : از آب گل آلود ماهی گرفتن |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:52 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
- اما م شرف الدین محمد بوصیری ( 608 – 696 )
ایشان درسال 608 هجری در دلاص مصر متولد شد بوصیری فقیه و ریاضی دان و شاعر بود ولی در مدح پیامبر شهرت یافت . او قصیده ای در 180 بیت دارد که آن را در زمانی سرود که فلج بود پس آن قصیده را شفیع قرار داد تا خدا وند او را سلامت گرداند پس شبی در خواب دید که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم ) با دست مبارکش بدن او را لمس می کند و بر تنش عبایی پوشاند و قتی او بیدار شد دید که شفا یافته است پس خدا را شکر گفت و قصیده ای در 162 بیت سرود و نام این قصیده را ((برده)) یعنی عبا یا قبا نام نهاد قصیده با این مطلع اغاز می شود :
امن تذکر جیران بذی سلم مزجت دمعا جری من مقلة بدم
مشهور ترین و زیباترین ابیات این قصیده در مدح یامبر عبارتند از:
محمد سید الکونین و الثقلیـ -ن و الفریقین من عرب و من عجم
الکلمات: الکونین : دنیا و آخرت الثقلین: انس و جن
ترجمه : حضرت محمد( صلی الله علیه و اله) سرور و آقای دو جهان و سرور انس و جن و دو گروه عرب و عجم است.
نبینا الآمر الناهی فلا أحد ابر فی قول لا منه و لا نعم
ابر: بهتر، برتر
توضیح : نظامی در بیتی زیبا به این مضمون اشاره می کند که :
امر ونهیش به راستی موقوف نهی از منکر و امر او معروف
پیامبر عظیم الشأن اسلام که از طریق وحی با خدا در ارتباط بود و هدف نهایی وغایی و کمال انسانی از آفرینش عبادت و تقرب به خداوند است ، بنابر این فرا مین واوامراو همان اوامر و نواهی الهی بود که در جهت خوشبختی و سعادت انسان برنامه ریزی شده است .پس بهتر و برتر از او کسی نمی تواند شر و خیر امورات را تشخیص دهد.
ترجمه: پیامبر تنها امر کننده و نهی کننده ما است و کسی بهتر و برتر از او در گفتن بله و خیر نیست.
هو الحبیب الذی ترجی شفاعته لکل هول من الأهوال مقتحم
مقتحم:یشامد: حوادث
ترجمه: او دوستی است که در همه پیشامد ها و حوادث نا گوار امید شفاعت از او می رود.
دعا الی الله فالمستمسکون به مستمسکون بحبل غیر منفصم
در این بیت شاعر از آیه قران اقتباس کرده است که:( من یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها)
ترجمه: پیامبر به سوی خدا دعوت نمود پس متوسل شوندگان و چنگ زنندگان به او به ریسمانی چنگ زده اند که جدا شدنی و گسستنی نیست.
فاق النبیین فی خلق و فی خلق و لم یدانوه فی علم ولا کرم
فاق : برتر است لم یدانوه: لم یشبه احد: نظیر و مانند ندارند
ایشان در اخلاق ودر آفرینش از دیگر پیامبران برتر است ( همانطور که خدای متعال در قران می فرماید: انک لعلی خلق عظیم ) و در کرامت و بخشایش نظیر و مانندی ندارد . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:50 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
خبر معرفه |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:49 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
توصیه های زیر به شما کمک می کنند تا نحوه ی مطالعه کردن خود را مؤثرتر کنید و شما را یاری می دهند تا از خطراتی که ممکن است با مطالعه در ارتباط باشند،اجتناب کنید.البته غیر از فشار وارد بر چشم ! 1. نگاه واقع بینانه ای به مطالعه داشته باشید.وقتی مطلبی را می خوانید،چقدر از آن را مثلاً دو هفته بعد ،واقعاً به خاطر می سپارید؟ 50% ؟ 10% ؟ 5% ؟ اگر با خودتان صادق باشید ،اعتراف خواهید کرد که "روخوانی محض" شیوه خیلی کارآمدی برای درس خواندن نیست.باید به هر طریقی که شده مطالعه به نحوی مؤثر انجام گیرد. 2. مطالعات تکمیلی.... چقدر این کلمات هر چند وقت یکبار به گوش می رسند! آیا باید تصور کرد که شما برای انجام "مطالعات تکمیلی" ، به راه می افتید و تمام کتب و منابعی را که به شما توصیه شده اند،مطالعه می کنید؟ بنا به تعریف،مطالعات "تکمیلی" با مطالعات "درسی" تفاوت دارند.این نوع مطالعات یک تشریفات اضافی و غیر ضروری است.اگر شما تمام وقت خود را صرف انجام "مطالعات تکمیلی" کنید،از مطالب اصلی که برای شما منظور شده است،عقب خواهید ماند.این گونه مطالب اغلب در یادداشت ها یا در کتب و اوراق اصلی خودتان موجودند. 3. پیش از آنکه از موضوع اصلی دور شوید،قسمت های واقعاً مربوط را پیدا کنید.مفیدترین بخش های بسیاری از کتب،فهرست و صفحات راهنما هستند.از این صفحات استفاده کنید تا متوجه شوید مربوط ترین قسمت های کتاب دقیقاً در کجای آن قرار دارند. 4.قبل از شروع به مطالعه ،یک "دستور کار" تهیه کنید.مشخص کنید که از هر منبع چه چیزی را لازم دارید وبعضی از سئوالاتی را که به پاسخ آنها نیاز دارید،یادداشت کنید.سپس همان طور که ضمن خواندن به پاسخ سئوالات خود می رسید،پاسخ ها در ذهن شما "ثبت" می شوند.زیرا سئوالات از قبل در ذهن شما موجود بوده اند. بدون داشتن یک دستورکار،از بسیاری از اطلاعات ارزشمند به طور خیلی سرسری عبور خواهید کرد. 5. اگر کتاب مال خودتان است،آن را "متعلق به خودتان" کنید. در آن یادداشت بنویسید وبا استفاده از ماژیک شبرنگ روی قسمت های مهم آن خط بکشید،تا یافتن مجدد آنها آسان شود. 6. حین مطالعه ، سئوال استخراج کنید.هرگاه مطلب مهمی را یاد گرفتید، باآن سئوالی بسازید تا بعداً این امکان را داشته باشید که خودتان را با آن امتحان کنید. 7. ضمن مطالعه ،خلاصه کنید.از چیزهایی که تصور می کنید واقعاً اهمیت دارند یادداشت بردارید.در کنار نکات خلاصه شده خود،شماره صفحه را بنویسید و چند روز بعد نگاهی به آن بیندازید و سعی کنید مقداری از محتویات کتاب را در ذهن خود بازسازی کنید. 8. فهرست مطالعاتی خود را اولویت بندی کنید.موقعی می توانید دست به این کار بزنید که تا حدودی با کتب و منابع خود آشنا شده باشید.کتب و منابع خود را به گروههایی از قبیل"اساسی و مهم" ، "مفید برای بعضی چیزها" ، "فصل ... آن خیلی به درد می خورد،بقیه آن نادیده گرفته شود" و غیره تقسیم کنید.سپس اکثر اوقات خود را به کتاب هایی که از بازده یادگیری بالایی برخوردارند و کتاب های مربوط و مفید صرف کنید. 9. بین روخوانی و تمام تکالیف مطالعاتی دیگری که در دستورکارتان قرار دارد،تناسب برقرار کنید.وقت زیادی را صرف روخوانی نکنید.به خاطر داشته باشید که آن مؤثرترین شیوه ی یادگیری نیست. 10. مطالعه تفننی هم داشته باشید.اما این کار را پس از انجام مقداری از تکالیف و به عنوان پاداش به خود انجام دهید،نه به خاطر به تعویق انداختن انجام تکالیف واقعی! |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:48 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
قال الامام العلی(ع) إنّ قوماً عبدواللهَ رغبةً ، فتلک عبادة التجار. گروهی خدارا به خاطر رغبت ومیل ( به دنیا یا مال ) عبادت می کنند پس آن عبادت تاجران است إنّ قوماً عبدواللهَ رهبةً ، فتلک عبادةُ العبید . گروهی خدارا به خاطر ترس از او عبادت می کنند پس آن عبادت بردگان است إنّ قوماً عبدواللهَ شکراً ؛ فتلک عبادةُ الأحرار. گروهی خدارا به خاطر شکر گزاری عبادت می کنند پس آن عبادت انسانهای آزاده است |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:47 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
إذا هممت بأمر سوءٍ فاتّئد واذا هممتَ بأمر خیرٍ فاعجل چو آهنگ کار بد نمودی درنگ کن و هر گاه که کار نیکی اراده نمودی پس شتاب نما ( بی نام ) و من یأمن الدنیا یکن مثلَ قابضٍ علی الماء خانته فروجُ الأصابع کسی که از دنیا ایمن و آسوده باشد، مانند دارنده آب بر مشت خویش است که شکافهای انگشتانش بر او خیانت می کنند ( ان آب را بر زمین می ریزد ) ( بشار ابن برد ) ترجو غداً و غداً کحاملةٍ فی الحی ّ لا یدرونَ ما تلدُ امیئد به فردا داری در حالی که فردا چون آبستنی در قبیله است که نمی دانند او چه به دنیا می آورد ( همان ) یمرّ بی الهلالُ لهدم عمری و أفرح کلما طلع الهلالُ ماه نو از برابرم برای ویرانی عمر من می گذرد و حال آنکه من هر گاه که ماه نو بر می آید شادمان می شوم ( ابو العتاهیه ) انما المرءُ حدیثٌ بعده فکن حدیثاً حسناً لمن وعی انسان پس از خویش حدیث و حکایتی بیش نمی باشد ، پس نیکو سخن باش برای کسی که آن را به خاطر می سپارد.( ابن دُرید ) تفانی الرجالُ علی عهدها و ما یحصلون علی طائل مردم در دوستی دنیا خود را هلا ک می کنند و حال آنکه سودی هم بدست نمی آورند.( متنبی ) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:46 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی (ع ) فرق بین عا لم و حکیم و عارف را چنین بیان می فرمایند . العلم ُ نهرٌ و الحکمةُ بحر ٌ. علم رودخانه ایست و حکمت دریایی است و العلماءُ حول النهر یطوفون . و دانشمندان اطراف این دریا طواف می کنند و الحکماءُ وسـطــ البحر یغوصون . و حکیمان وسط دریا غوطه ورند و العارفون علی السفــن النجاةِ یسـیرون . و عارفان سوار بر کشتیهای نجات می روند . در این عبارات مراتب بهره بردن سالکان از طی طریقشان به سوی قرب الهی بیان شده ،که بالاترین درجه مربوط به عارفان است و سپس حکیمان که در سیر الی الله غرق در اندیشه اند و در این دریای پر تلاطم غوطه ورند و سپس عالمان که نسبت به دو گروه قبل بهره کمتری می برند . علاوه بر زیبایی معنوی کلام مولا امیر المؤمنین علی (ع) این عبارات با انواع محسنات لفظی از جمله جناس و سجع آراسته شده است و نیزبا یکی از اسالیب علم معانی با عنوان تشبیه که این اسلوب مفهوم عبارت را به مخاطبان سریع تر انتقال می دهد و ان را محسوس تر می نماید . از جمله : تشبیه بلیغ درعبارات : العلم ُ نهرٌ و الحکمةُ بحر ٌ. در این عبارات وجه شبه و ادات تشبیه حذف شده است و تشبیه بلیغ بوجود آمده که بهترین نوع تشبیه است به جهت به تفکر واداشتن انسان درپیدا کردن وجه شبه و دلیل مانند کردن مشبه به مشبه به ، که چرا علم مانند رود خانه ای است و حکمت مانند دریایی است . دو کلمه بحر و نهر جناس ناقص دارند .این دو کلمه در عدد، حرکات و ترتیب حروف مثل هم هستند ولی در یک حرف از هم متفاوتند و این نوع جناس ،جناس ناقص است .در پایان عبارات انسجام و تعادل هندسی بین کلمات برقرار است ( سجع ) . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:46 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
صرف فعل ماضی اجوف ونوع اعلال آن در فعل ماضی اجوف در اولین صیغه اش اعلال به قلب صورت می گیرد مثلاً در قول واو تبدیل به الف می شود ( قال ) . در سیَر یا تبدیل به الف می شود ( سار ) پنج صیغه اول را با همین اعلال صرف می کنیم ( قال – قالت – قالا – قالتا – قالوا ) و از صیغه شش به بعد یعنی از جمع مونث غایب الی آخر اعلال به حذف صورت می گیرد و حرف عله حذف می شود . دلیل حذف حرف عله این است که دو ساکن به هم برخورد می کند و به عبارتی التقاء ساکنین پیش می آید در این صورت حرف عله حذف می شود : در قا لن هم الف وهم لام ساکن است پس حرف عله یعنی الف حذف می شود : ( قـــُــلن - قـــُـلت َـ-قـــُـلت ِـ-قـــُـلتما ـ-قـــُـلتما ـ-قـــُـلتم ـ-قـــُـلتن ّ- قـــُـلت ُ ـ -قـــُــلنا .) چرا فاءالفعل یعنی قاف ـــُ گرفته است ؟ برای اشاره به حرف عله ای که حذف شده است اگر حرف عله محذوف واو باشد روی فاء الفعل حرکت متناسب با آن یعنی ــــُ را می آوریم و اگر حرف عله محذوف یاء باشد روی فاء الفعل حرکت متناسب با آن یعنی ــــِ را می آوریم ( البته در صیغه 6 به بعد ) مثال سیر (سِرن ) بیع ( بِعن ) جود ( جُدن ) در عربی گفته می شود حرکت متناسب با حرف الف ـــَ ، حرکت متناسب با حرف واو ـــُ ، حرکت متناسب با حرف یا ـــِ است . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:45 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
اسم مشتق على وزن (أَفْعَل) ومؤنثه (فُعْلَى)، نحو أكبر/ كُبْرى ليدل على أن هناك شيئين اشتركا في صفة ما، وزاد أحدهما فيها على الآخر ، ويصاغ على النحو التالي: يصاغ من الفعل الثلاثي، المتصرف، المبني للمعلوم، التام (أي غير الناسخ ، نحو :كان/كاد) ، المثبت، القابل للتفاوت، غير الدال على لون أو عيب: نحو : محمد أفضل الطلاب – هند أجمل من سمية – والزهراء البنت الكبرى لي . فإذا كان الفعل (غير ثلاثي أو دل على لون أو عيب) ، فنأتي باسم تفضيل مساعد ، بالإضافة إلى مصدر الفعل الأصلي ، فنقول: هند أشدُّ حمرةً من سمية. ، أو أشد عرجةً ، أو أقل استنباطا للأحكام. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:45 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
مضارع اجوف در فعل مضارع اجوف ( فعلی که دومین حرف از سه حرف اصلی آن یکی از حروف عله است ) اعلال به حذف صورت می گیرد آن هم فقط در صیغه های جمع مونث غایب و جمع مونث مخاطب یعنی صیغه های ۶و ۱۲ مثال: یقولُ - تقولُ - یقولان - تقولان - یقولون - یقُلن - تقول - تقولین - تقولان - تقولان - تقولون -تقُلن - اقولُ - نقولُ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:44 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ظل أسدٌ قويٌ يحكم الغابةَ سنواتٍ طويلةً وكانت جميعُ الحيوانات تخافه وتطيع أوامرَه كان الأسد يحصل على طعامه بالقوة يطارد الفريسة ويهجم عليها ويفترسها بأ نيابه الحادة ولا يتركها حتى يشبع ثم تأتي الحيوانات وتأكل من بقايا طعامه. ( شیری قوی سالهای طولانی بر جنگلی حکومت می کرد و همه حیوانات از او می ترسیدند و اوامرش را اطاعت می کردند ، شیر غذایش را با قدرت تمام بدست می آورد و شکار را دنبال می کرد و به ان حمله ور می شد و با چنگالهای تیزش آن را شکار می کرد و رها یش نمی کرد تا اینکه سیر می شد. سپس حیوانات دیگر می آمدند و با قیمانده غذایش را می خوردند. كبر الأسد وصار عجوزاً ضعيفاً وذات يوم شـــَعـــَر بالمرض وأحسّ بالضعف الشديد وأصبح غير قادر على أن يصطاد. شعر الأسدُ بالجوع وراح يفكــّر في طريقةٍ يحصل فيها على طعامه. ( شیر مسن شد و پیر و ضعیف گردید و روزی احساس بیماری کرد و ضعف شدیدی را حس نمود و به گونه ای شد که قادر به شکار کردن نبود .و احساس گرسنگی کرد و به راهی فکر می کرد که از ان طریق غذایش را بدست بیاورد) . قال الأسدُ لنفسه ما زالت الحيواناتٌُ تحترمني وتخافني وتسمع كلامي لا ينبغي أبداً أن أظهر لها أنني أصبحتُ كبيرَ السن ضعيفاً وإلا فإنها لن تخشاني ولن تطيع أوامري لكن سأعلن عن مرضي وأبقى داخل بيتي ولا بدّ أن تحضر الحيوانات لزيارتي وبذلك سيأتيني طعامي من غير أن أتعب نفسي في الحصول عليه. ( شیر با خود گفت هنوز حیوانات به من احترام می گذارنند و از من می ترسند و سخن مرا گوش می دهند اصلاً سزاوار نیست که به آنها ابراز کنم که پیر و ضعیف شده ام و گرنه آنها از من نخواهند ترسید و اوامرم را اطاعت نخواهند کرد ولی مریضیم را اعلام خواهم کرد و داخل خانه ام می مانم و ناچار حیوانات به عیادت من می آیند و بدین ترتیب غذایم را بدون اینکه خودم رادر راه حصول آن خسته کنم بدست خواهم آورد ). قصد الأسدُ أن يعلن خبرَ مرضه للجميع كانت الحيواناتُ تخاف غضبَ الأسد وبطشه إن هي لم تقم بالواجب لذلك سارعت الحيوانات إلى زيارته في بيته والسؤال عنه والدعاء له بالشفاء لكن كلما دخل حيوانٌ بيتَ الأسد هجم عليه وفتك به وأكله . كان الأسد سعيداً لأنه لا يتعب في الحصول على طعامه. فهو لم يعد قادراً على أن يطارد أيّ حيوان مهما كان بطيئاً لكن الطعام اللذيذ كان يأتي إليه في بيته وهو جالس لا يتحرك فيأكل منه حتى يشبع . ( شیر تصمیم گرفت که خبر بیماریش را به همه اعلام کند ؛ حیوانات از خشم و عصبانیت شیر می ترسیدند اگر به تکلیف خود عمل نمی کردند به خاطر همین حیوانات برای دیدنش و احوالپرسی و دعا برای شفایش به خانه اش شتافتند ولی هر حیوانی که داخل می شد شیر به او حمله می کرد و او را می درید و می خوردش . شیر خوشبخت بود زیرا برای بدست اوردن غذایش خسته نمیشد. او قادر به دنبال کردن هیچ حیوانی نبود هر چند که ان حیوان کند راه می رفت ولی غذای لذیذ خودش به خانه اش می آمد در حالیکه او نشسته بود و حرکت نمی کردپس از ان می خورد تا سیر می شد ). وفي يوم من الأيام كان الدور على الثعلب ليزور الأسد ويسأله عن صحته ويطمئن على حاله. توجه الثعلبُ إلى بيت الأسد وهمّ بالدخول لكنه نظر إلى الأرض عند مدخل البيت وتوقف سأل الثعلب الأسد عن حاله وهو واقف في مكانه خارج البيت أجاب الأسد ما زلت مريضاً يا صديقي الثعلب لكن لماذا تقف بعيداً أدخل يا صديقي لأستمتع بحديثك الحلو وكلامك الجميل فأجابه الثعلب لا يا صديقي الأسد كان بودي أن أدخل بيتك لأنظر إليك من قرب لكني أرى آثار أقدام كثيرة تدخل بيتك ولم أرى أثر لقدم واحدة خرجت منه . ( در روزی از روزها نوبت به روباه رسید که شیر را ملاقات کند و از سلامتش بپرسد و از حالش مطمئن شود روباه به خانه شیر روی آورد و تصمیم گرفت داخل شود ولی او به زمین نزد ورودی خانه نگاه کرد و ایستاد. روباه از شیر حالش را پرسید در حالیکه در جایش در خارج از خانه ایستاده بود . شیر پاسخ داد هنوز مریضم ای دوست روباهم ولی چرا دور می ایستی . داخل شو دوست من تا از سخن شیرینت استفاده کنم روباه جواب داد نه ای دوست شیر من ، شایسته دوستیمان است که داخل خانه ات شوم و تو را از نزدیک ببینم ولی من جای پاهای زیادی را می بینم که به خانه ات وارد شده اند و لی حتی یک جای پا نمی بینم که از خانه ات خارج شده باشد .) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:43 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
إنّ البــُغاثَ بأرضننا یستنسرُ ( پرنده ضعیف و مرده خوار در سرزمین ما کرکس می شود ) أعمی یُدلــّسُ نفســَه فی العُور ( نابینایی است که خویشتن را بین یک چشم ها فریب می دهد) أسدٌ علیّ و فی الحروب نعامة ( بر من همچون شیر است در حالی که در جنگها ( از ترس ) چون شتر مرغ است ) لقد ذَلّ مَن بالت علیه الثعالبُ ( خوار شد آنکه بر سرش روبهان ادرار کنند ) عند الرهان تعرف السوابق ( هنگام شرط بندی اسبهای برنده و سبقت گیرنده شناخته می شوند ) توضیح کلمات: یستنسر فعل مجهول است از ریشه نسر به معنی عقاب یعنی این فعل از اسم مشتق شده است وبه معنی تبدیل به عقاب شدن است گاه باب استفعال برای تحول و تبدیل شدن به کار می رود مثل :استحجر الطین : استحجر از حجر به معنی سنگ گرفته شده و چون به باب استفعال برده شده می شود به سنگ تبدیل شدن مانند یستنسر که می شود تبدیل به عقاب شدن. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:42 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
هر زیادتی در تعداد حروف یک فعل برای غرضی معنوی صورت می گیرد به عبارت روان تر اگر یک فعل مجرد را به باب مزید ببریم برای دست یافتن به غرضی معنوی و بیشتر سخن گفتن و بیشتر استفاده کردن از آن فعل می باشد به طور مثال اگر فعل کرم که به معنی بزرگوار شد؛ است را به باب افعال یا تفعیل ببریم و به أکرم یا کــــرّم تبدیل شود معنی آن اکرام یا احترام کرد می شود یعنی فعل متعدی شده است پس غرض از ساختن فعل در دو باب افعال یا تفعیل تعدیه یا متعدی کردن فعل است . علاوه بر این غرض ندرتاً افعالی یافت می شوند که در این دو باب معنای دیگری هم می دهند مثل : صبح که اگر به باب افعال برود منظور متعدی شدن آن نیست بلکه معنی آن داخل شدن در صبح است وقتی بگوییم أصبح المسافر یعنی مسافر داخل صبح شد . و یا اگر فعل قطع را به باب تفعیل ببریم مثل این نمونه قطــّــعتُ الجبل َ معنی آن تکثیر می شود یعنی کوه را به قطعه های بسیار تقسیم کردم . و یا وزن فاعل برای مشارکت دو یا چند نفر درعمل به کار می رود مثل: ضارب علی و زید در اینجا منظور ضارب یا مضروب نیست بلکه اشتراک هر دو نفر در زد و خورد است و علی و زید همدیگر را زده اند ؛ گاهی همین باب اگر چه بر وزن فاعل یعنی مزید است ولی به معنی مجرد است و مشارکتی درآن نیست مثل سافرتُ (مسافرت کردم) . وزن إفعلّ برای رنگ است مثلاً إحمرّ یعنی سرخ شد ولی گاه برای مبالغه بکار می رود مثل این جمله : اسودّاللیلُ: سیاهی شب به نهایت رسید ( شب شدیداً سیاه شد ) در باب استفعال غرض اصلی طلب و خواهش است مانند : استغفر : آمرزش خواست ولی گاه برای تحول مثل یستنسر در پست قبلی و یا برای تکلّف یعنی خود را در انجام امری ملزم کردن و یا خصلتی را در خود متعهدانه ایجاد نمودن بکار می رود مثال: تکلـّــف الجرأة : جسور بودن را در خود وظیفه دانست ( یعنی وجود جرأت را بر خود لازم دید ) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:38 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
یعتبر الشاعر و الفنان التشکیلی سهراب سبهری 1980-1928 من اشهر الشعراء الإیرانیین المعاصرین. شاعر و هنرمند نقاش سهراب سپهری 1980-1928 از مشهورترین شاعران معاصر ایرانی است . و بالرغم من النقد اللاذع الذی تعرض له طوالَ حیاته من قبلِ النقاد هو رکیزٌ اساسیٌ فی الشعریة الإیرانیة الحدیثة . و برخلا ف نقد گزنده منتقدینش به او در طول زندگیش ایشان ستون اصلی ( جوهره اصلی ) شعر معاصر ایرانی است. قصائدُ سبهری تأملاتٌ فی حضرة الطبیعة . قصیده های سهراب سپهری تا ملاتی است بر حضرت طبیعت. هو آخی العزلة َ و کافح ضدَ التمایز بین الکائنات. ایشان با عزلت مانوس شد و علیه تبعیضات بین موجودات به مبارزه بر خاست . و من أهم اشعاره فی هذه المکافحة تکون باسم (( ینبغی غسل الأعین و تغییر النظرة )) . از مهمترین شعرهای ایشان در این مبارزه با نام چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید می باشد . أقدم لکم قِطـــَع من هذه القصیدة : قطعه هایی از این قصیده را به شما تقدیم می کنم: أنا لا أعرف لماذا یقولون إنّ الحصانَ حیوانٌ عفیفٌ ؟ من نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است؟ إنِّ الحمامةَ جمیلةٌٌ ؟ و کبوتر زیباست؟ لماذا لا یُوجَد نسرٌ فی قفص أحدٍ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ینبغی غسل الأعین و تغییر النظرة چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:36 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
شعری از جبریل مندل خان و لعل کل شیء ظل و لا أکثر شاید همه چیز سایه ای بیش نباشد سالتُ نفسی عن مقصد العالم از خودم مقصد جهان را پرسیدم و أی معنی لحیاتی فیه ؟ واینکه زندگی من چه معنایی دارد . شیخ صوفی عابر شیخ صوفی رهگذر توقف برهة ً لحظه ای ایستاد ثم القی بظله علی الحائط سپس سایه اش را روی حیاط( دیوار) انداخت ذلک الظل هو جوابی . آن سایه همان جواب من بود . زندگی چیست؟ ما الحیاة؟ زندگی چیست؟ خذ سمکةً ، ضعها فوق مائدة یک ماهی بگیر آن را روی سفره ای قرار بده یوماً واحداً ،عشرة أیام ، شهراً یک روز، ده روز، ماهها أهذه هی الحیاة؟ آیا این همان زندگی است؟ کنتُ أکسب لؤلؤةً کبیرةً جدّآً مرواریدی واقعاً بزرگ(چیز با ارزشی) را به دست آورده بودم إعتقدتُ إنها من حجرٍ اعتقاد داشتم که آن از سنگی (بی ارزش)است فرمیتُها پس آن را دور انداختم هکذا هی الحیاة؟ اینچنین است زندگی ؟ مذنبٌ فی ادعائی فکــّرتُ الله، فکر کردم در این ادعایم خدا گناهکاراست محیطٌ مترامی الأطراف، خدا اقیانوسی است ژرف و گسترده أعظم من المحیط او بزرگ تر از اقیانوس است بل هذه هی الحیاة حقاً. البته که این حقیقت زندگی است . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:31 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ، طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند. اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند. قد قطّعوا هذه الأطنابَ النفوسُ المومنة التی راضیة برضا الله و یعتمدون علی أنفسهم ولم یقبلوا الإسارةَ .( کلمه نفوس را می توان در حکم مفرد مونث یا جمع مذکر در نظر گرفت) مرد گفت طناب من کدام است ؟ قال الرجلُ : ایّهم طنابی ؟ ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت! واعجبا ، تمکن إسارةُ نفوسٍ مثلک مع هذه الأطنابِ المقطّعة . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:28 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
خوف و شک أصبح ضحیة العدید مــِن المخاوف أحسّ بالقلق یضطهدنی و یهکنی ، یا حبیبی ، کالطفل الذی فقد اُمه و فی ظلام حالک ، لو ینتهی حبک ...، حتی وإن اتیتک بأقصی محدودیة الطبع البشری الذی أنا علیه ؛ و لو فی النهایة تتخلی عنــّی ...أبداً لا یمکن أن أصبر علی فقدانک ، کلــّا و حیاتی فی کل لحظةٍ لا خالق لها غیرک ؟ لماذا یا إله ، لماذا تتخلی عنی فی الحیرة الظلماء؟ خوف و شک : ترس و تردید وقتی از تو دور می شوم قربانی ترسها ی بسیاری می شوم نگرانی مرا رنج می دهد و پریشانم می کند ای محبوب من ، مثل کود کی که مادرش را گم کرده است و در تاریکی مطلق است . اگر عشقت پایان پذیرد ...، حتی اگر تو را به دورترین مرزهای بشریت ببرم که هم اکنون من در آن بسر می برم ؛ وحتی اگر مرا در نهایت تنها بگذاری ... هرگز ممکن نیست که در نبودنت صبور باشم ، حاشا و سوگند به زندگانیم در هر لحظه برای من خالقی غیر از تو نیست؟ چرا ای خدا ، چرا در حیرت تاریک مرا تنها می گذاری ؟ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:26 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
صفت مشبهه یکی از انواع مشتقات است که از فعل لازم ساخته می شود تا بر ثبوت یک صفت در شخص یا شی ء دلالت کند مثل : حسَن و کریم . تذکر : منظور از ثبوت وجود یک صفت یا خصلت در صاحبش برای همیشه است . وزنهای صفت مشبهه زیاد است ولی بیشتر بر این اوزا ن می آید : فَـَــعل ، فـُـعل ، فـَـعال ، فـُــعال ، فـََــیعِـل ، فـعیل ، فـَعلان ، فـُـعلان ، فَـَـــعِل ، ( صعب، صُلب، جـَبان ، شجاع ، سَیّد . کریم ، غضبان ، عــُریان ، دَنِق ) 1- هر اسمی که بر وزن فاعل باشد ولی بر ثبوت دلالت کند صفت مشبهه است به عبارت دیگر اسم فاعل یا اسم مفعولی که معنای حدوث ( تغییر ، دگرگونی ) نداشته باشد صفت مشبهه است مثل : طاهر القلب ، معتدل القامة ، محمود المقاصد ، حامض ( ترش ) و سالم . 2- هر کلمه بر وزن فَـَــعـِــل مثل : فرِح 3- أفعل مثل : أحوَل ( چپ چشم ) ، أسود (سیاه ) ، أعرج ( لَنگ ) أبلج ( روشن ) این وزن یعنی افعل باید بر رنگ یا عیب و یا زینت دلالت کند تا صفت مشبهه باشد ولی اگر بر این معانی دلالت نکند و معنای برتری بدهد مثل أکبر (بزرگتر) اسم تفضیل است نه صفت مشبهه . نکته : اعرج مفرد است جمع آن می شود : عــُرج و عـُـرجان و مونث آن میشود عَرجاء 4- فــَـعلان : شَبعان ( سیر ) ، غضبان ( خشمگین ) ، جَوعان (گرسنه ) ، عطشان ( تشنه ) . 5- فـَـعل : ضخم 6- فعیل : شریف ، رجیم ، رحیم 7- فعَل : بطَل ( قهرمان ) 8- فـَـعال : جَبان ( ترسو ) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:24 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
1- کدام گروه از کلمات زیر هم وزن هستند : 1- أحسن – اعلم – امیر 2- رسول – وصول – غَیور 3- صِدق – علم - حِلم 4- یخرجون – یذهبون – یجلسون 2- در کدام عبارت فعل امر وجود ندارد: 1- اُ ذکری یوم القیامة 2- أکرَموا اولادهم 3- إسمِعوا کلام الحق 4- إصبروا علی المصیبة 3- کدام گزینه غلط است 1- متاعب جمع متعبة اطماع جمع طمع 3- عجایب جمع عجیب 4- أضواء جمع ضوء 4- در عبارت ( خرج التلامیذ و هم یتکلمون باللغة العربیة ) هم و یتکلمون به ترتیب : 1- حال- صفت 2- فاعل- صفت 3- مبتدا- مضاف الیه 4- مبتدا – صفت 5- کدام یک از ضمایر زیر می توانند مفعول باشند ؟ 1- ا 2- ن 3- ایاک 4- انت 6- جواب سوال ( متی جئتَ الی المدرسة؟ ) کدام جمله است : 1- جئتَ فی الصبا ح 2- جئتُ فی الصباح 3- جئتِ فی الصباح 4- جئنا فی الصباح 7- کدام کلمه مونث نیست ؟ 1- حمراء 2- شکوی 3- عـُــلیا 4- فاطمة 8- متضاد کلمه ( جوارح ) چیست ؟ 1- اعضاء البدن 2- جوانح 3- الأمعاء و الأحشاء 4- ال و ب 9- کدام یک از فعلهای زیر با بقیه متفاوت است ؟ 1- هب 2-قوّ 3- اُشدد 4- اَلحقنی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:23 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
حروف عطف : این حروف به سه دسته تقسیم می شوند 1- حروفی که دو کلمه عطف شده را تحت حکمی واحد در می آورند منظور از حکم واحد این است که هر دو طرف در آن حکم شرکت دارند مثلاً جاء علی و فاطمة . علی و فاطمه آمدند ( با هم ) .( و - فَ - ثم ّ ) از این حروفند . نکته : واو برای جمع بین دو متعاطف در یک زمان و با هم است . فَ : معنای ترتیب و تعقیب دارد مثال: علی آمد سپس فاطمه ( بلافاصله ) پشت سرش آمد ثمّ : ترتیب با فاصله زمانی زیاد یا کم را می رساند مثال : نزل القوم ُ ثمّ ارتحلوا . قوم آمدند سپس کوچ کردند ( توقف بین نزول و کوچ می تواند کم یا زیاد بوده باشد مهم این است که ابتدا فرود آمدند و سپس کوچ کردند ) نکته : اگر در ابتدای جمله همزه تسویه یا استفهام بود از أم استفاده می کنیم نه أو : سواءٌ علیهم أأنذرتهم أم لا تنذرهم ( همزه تسویه است : یکسان است برای آنها که هشدارشان بدهی یا ندهی) أضربتَ زیداً أم عمراً . زید را زدی یا عمر را ؟ ( این همزه استفهام است ). |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:21 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
إنّ یکی از حروف مشبهة بالفعل است ولی إنْ از حروف جازمه فعل مضارع است که اگر بر سر ماضی هم وارد شود محلا مجزوم است أنّ یکی از حروف مشبهة بالفعل است ولی أنْ حرف ناصبه فعل مضارع است لکنّ یکی از حروف مشبهة بالفعل است ولی لکن ْ حرف استدراک و گاهی حرف عطف است . لمْ حرف جازمه فعل است ولی لِمَ حرف استفهام به معنی چرا است . حرف لام (لِـ) با کاربردهای متفاوت : للهِ الملک ( لام حرف جر است بعد از آن اسم آمده ) ََأسعی لأنجحَ ( لام حرف ناصبه فعل است چون بعدش فعل مضارع منصوب آمده ) لِننجح ْ فی الامتحان ( لام حرف جازمه یا لام امر غایب و متکلم است زیرا بعد از آن فعل مجزوم شده است ) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:19 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
الف
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:26 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:23 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
· الأيام دول
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:10 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ب
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:3 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ج
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:59 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
د
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:57 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
س
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:49 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ط
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:42 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ف
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:36 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ك
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:30 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ل
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:29 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
م
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 11:28 توسط جواد بوجاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ن
ترجمه: سوختن به آتش به که در ننگ زیستن
ترجمه: انسانها بنده احسانند.
| ||