تاريخ : | 11:38 | نویسنده : جواد بوجاری

مضارع مجزوم و علامت هاي آن :
يادآوري : جهت ساختن فعل نهي از فعل مضارع اينگونه عمل مي كنيم :
لا نهي + مضارع : نهي
لا + تحْزَن: لا تحْزَن

با آمدن «لا» ي نهي آخر فعل ساكن مي شود كه اين سكون علامتي براي جزم است.
در حالت فوق به : لا ، حرف ناهيه جازمه و به فعل مضارع ، فعل مضارع مجزوم گفته مي شود.
حروف ديگري كه مثل «لا» نهي عمل مي كنند، عبارتند از : «لم – لمّا – لام امر»
 

  علامت هاي جزم در فعل مضارع : 

 

جزم مضارع با يكي از دو علامت نشان داده مي شود :
اصلي _ ْ لم يذهَبْ – لا تَذهبْ
فرعي «حذف نون اعراب» لم يذهبا ، لا تذهبوا

لم يکتبْ

لما تکتبْ

لنکتبْ

لم يکتبا

لما تکتبي

ليکتبوا

علامت جزم اينها سکون است.

علامت جزم اين فعل ها مانند نصب آنهاست.

(فرعي - حذف نون اعراب)

 

  جمله شرطي چيست؟ 

 

به جمله اي كه وقوع آن مشروط باشد، جمله شرطي گفته مي شود.
جملات شرطي 3 ركن دارد :
1 – ادوات شرط «اگر»
2 – فعل شرط « درس بخواني»
3 – جواب شرط «موفق مي شوي»
همانطوري كه مي بينيد معني جملات شرطي با يك فعل كامل نمي شود و بيش از يك فعل دارد. حال جمله شرطي در زبان عربي را بيان مي كنيم.
انْ تدْرُس، تَنْجحْ
 

  ادوات شرط : 

 

كلماتي كه در آغاز جمله هاي شرطيه مي آيند ادوات شرط ناميده مي شوند و عبارتند از :
اِنْ ، مَنْ ، ما ، اَيْنَما
اگر، هر كه، هرچه، هرجا
 

  كاربرد ادوات شرط: 

 

(اِن تنصروا الله ينصُرْكُم)
(و ما تفعَلو مِنْ خيرٍ يَعْلَمْهُ الله)
مَنْ يزرعْ شرّاً يَحْصُدْ ندامةً .

همان طور كه در جملات شرطي بالا مي بينيد، ادوات شرط از كلمات جازمه اي هستند كه دو فعل مضارع بعد از خود را مجزوم مي كنند. اولي به عنوان فعل شرط دومي به عنوان جواب شرط.
نكته : اگر فعل شرط يا جواب شرط ماضي باشد كدام يك از دو حالت رخ مي دهد؟
ان صبَرْتَ،‌اَدْرَكت بصبرِكَ منازلَ الابرار
- چون ماضي مبني است حركت آن تغيير نمي كند بنابراين محلاً مجزوم است.
- چون ماضي معرب است آخر فعل ساكن مي شود يعني مجزوم مي شود.
 

  يادآوري : 

 

يكي از موارد جزم فعل مضارع زماني است كه در جواب طلب (امر – نهي و ...) بيايد.
اُدُرسْ تنجَحْ :‌درس بخوان تا موفق شوي
فعل طلبي ---> جواب طالب

لا تكذِبْ يُحبيْكَ اللهُ . دروغ نگو تا خدا تو را دوست بدارد.
فعل طلبي --> جواب طلب
 

  تمرين هاي درس هفتم
1 – در جمله ي اجْتمعَ قومٌ من بني اسرائيل قومٌ چه نقشي دارد؟
1.خبر
2.مبتدا
3.فاعل
4.مفعول به
 

 

قوم نقش فاعل دارد در عبارت اجتمع قومٌ  

  2 – در عبارت فلّما كتب اللهُ عليهم القتال اعْراضَ كثيرُ منهم و كم يُقاتلوا (مفعول) كدام است؟
1. الله
2. القتال
3. كثير
4. هم
 

 

مفعول القتالَ مي باشد.  

  3 – لم يُقاتلو در جمله بالا چه اعرابي دارد؟ 

 

اعراب فرعي و حذف نون اعراب ساير گزينه ها تقديري – محلي – اصلي  

  4 – اعراب تتغلّبوا چيست؟
فرعي – اصلي – محلي – تقديري

 

جواب فرعي  

  5- در متن زير اعراب كلمات مشخص شد. نادرست است. پاسخ درست را مشخص كنيد:
خرجَ رجُلٍ ابْنه الي الصحراءُ و هما يُريدانِ ان يَصيدانِ فنزلا عنْدَ رجُلٍ.
 

 

رجلُ صحيح مي باشد كه فاعل و مرفوع است – الي الصحراء مجرور است.
ان يصيدا صحيح مي باشد كه اَن از ادوات شرط است و باعث حذف نون مي شود. اعراب فرعي دارد.
 

  6 – مَنْ ظلم عبادَ الله كان اللهُ خصْمَه را ترجمه كنيد. 

 

هر كس به بندگان خدا ستم كند، خداوند دشمن او مي شود (فعل شرط و جواب شرط هر گاه ماضي باشند، معناي مضارع مي دهند)  

  7 – جاي خالي را با كلمه مناسب جايگزين كنيد.
حمَن .... مثقالَ ذرّةٍ خيراً يرَهُ (الزلزال 7)
يعمَلُ - يَعْملْ
 

 

جواب يَعْمََل مي باشد